برگی از شجره معرفت پروردگار /
نمل به معنی مورچه در قرآن
تهیه و تنظیم:ملیحه بابری
همه مورچهها دارای زندگی اجتماعی هستند، یعنی مورچهها در دستههای جدا از
هم زندگی میکنند. در هر دسته سه نوع مورچه وجود دارد: ملکه که وظیفه آن
تخم گذاری و به دنیا آوردن نوزادان است
زمان درج خیر: پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 09:00:00
برگی از شجره معرفت پروردگار /
داستان " مورچه و سلیمان نبی "
تهیه و تنظیم:ملیحه بابری
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.
زمان درج خیر: چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 09:20:15
امتحان حضرت ایوب علیه السلام
حضرت ایوب (علیه السلام) رنجهای فراوان دید، دچار بیماریهای بسیاری
شد، اهل او و همه بستگان نزدیکش از او فاصله گرفتند و او تنها
ماند.(فرزندانش مردند و همسرش هم او را رها کرد) نه یارای حرکت داشت و نه
کسی بود تا وی را کمک دهد
زمان درج خیر: سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 09:20:33
حکایت قرآنی/
اگر راست می گویی آیه ای بخوان
جلال الدین سیوطی گوید : آورده اند که عبدالله بن رواحه انصاری - که از
اصحاب رسول خدا بود - کنیزکی داشت . او به دور از چشم همسرش با آن کنیزک
همبستر می شد .
زمان درج خیر: سه شنبه ۲۷ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:18:42
حکایت قرآنی/
پسرم را بازداشت کنید
گویند: مردی پسرش را به نزد قاضی آورد و گفت: جناب قاضی!خواهش می کنم پسرم
را بازداشت کنید.قاضی پرسید: گناه او چیست؟ پدر گفت: گناهش این است که قرآن
را حفظ نمی کند.
زمان درج خیر: دوشنبه ۲۶ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:13:42
حکایت قرآنی/
خداحافظی با قرآن
آورده اند که: پیش از آنکه عبدالملک مروان به مقام خلافت برسد همواره ملازم
مسجدالحرام بود و به خواندن نماز و تلاوت قرآن مجید مواظبت داشت و به
اندازه ای به این کار توجه داشت که او را «کبوترمسجد»۱ می گفتند.
زمان درج خیر: يكشنبه ۲۵ دي ۱۳۹۰ ساعت 08:57:23
حرفهای خواندنی از چهره های موفق
وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ
السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَی قُوَّتِکُمْ
وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِینَ
و ای قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس، به سوی او بازگردید، تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد
زمان درج خیر: پنجشنبه ۲۲ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:42:57
حکایت قرآنی/
تهران یا تاهران ، چه فرقی می کند ؟!
علامه عالی مقام حضرت آیت الله حسن زاده آملی چنین حکایت نموده اند : من یک
موقعی از یکی از خیابانهای تهران عبور می کردم . آقایی جلو آمد و گفت :
زمان درج خیر: پنجشنبه ۲۲ دي ۱۳۹۰ ساعت 08:49:00
حکایت قرآنی/
پس از خوردن غذا ، لم بدهید !
یک از عوام الناس ، همین که آخرین لقمه ی غذایش را می خورد فورا لم می داد و
این کار را بر خودش فرض و لازم می دانست . او بدون توجه به اطرافیان و
میهمانان و اشخاص محترمی که احیانا حضور داشتند بدین عمل مبادرت می نمود .
از او پرسیدند :
زمان درج خیر: چهارشنبه ۲۱ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:00:21
حکایت قرآنی/
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
شخصی از بازار جعبه ای پر از میو خریده و به منزل آورد. هنگامی که جعبه را
گشود با کمال تعجب مشاهده کرد که میوه های درشت در قسمت بالای جعبه چیده
شده ولی هرقدر به سمت پایین جعبه می رفت میوه ها کوچک تر می شدند خریدار به
عنوان اعتراض به نزد فروشنده آمد وگفت:
زمان درج خیر: سه شنبه ۲۰ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:00:17
حکایت قرآنی/
زندگی و مرگ جاهلانه!
امام المتقین و یعسوب الدین،امیر المومنین-علیه افضل المصلین- در نهج
البلاغه،ضمن خطبه ای که در آن از مهجور ماندن قرآن شکوه می نمایند چنین
فرموده اند:
زمان درج خیر: دوشنبه ۱۹ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:05:13
قصه های قرآنی /حضرت عیسی
گنجی که عیسی(ع) پیدا کرد (۲)
خارکن نزد عیسی(ع)آمد وماجرا را گفت.عیسی(ع)با او به خرابه ای که از سنگ های گوناگون در آن بود،رفتند.
زمان درج خیر: دوشنبه ۱۹ دي ۱۳۹۰ ساعت 08:40:19
حکایت قرآنی/
قرآن های خاموش(قسمت دوم)
مالک اشتر که در اثر حمله های شجاعانه بیش از سایر فرماندهان پیشروی کرده
بود گفت ای مردم فریب مخورید. اینها به کتاب خا عقیده ندارند این مدت ما
اینها را موعظه نمودیم و نصیحت کردیم و به قرآن و احادیث پیامبر دعوت
کردیم نتیجه نبخشید،
زمان درج خیر: يكشنبه ۱۸ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:03:26
قصه های قرآنی /حضرت عیسی
گنجی که عیسی (ع) پیدا کرد(۱)
روزی عیسی(ع) با حواریّون به سیر وسیاحت در صحرا پرداختند وهنگام عبور به
نزدیک شهری رسیدند.در مسیر راهنشانۀ گنجی را دیدند.حواریّون به عیسی (ع)
گفتند:
زمان درج خیر: يكشنبه ۱۸ دي ۱۳۹۰ ساعت 08:23:31
حکایت قرآنی/
سلامی که سلامتی نمی آورد
مهدی عباس سومین خلیفه عباسی بود او پسر منحرفی داشت به نام ابراهیم که
نسبت به حضرت علی(ع) کینه خاصی می ورزید. روزی به نزد مأمون- هفتمین خلیفه
عباسی- آمد و گفت:
زمان درج خیر: شنبه ۱۷ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:00:09
حکایت قرآنی/
قرآنهای خاموش(قسمت اول)
شب هنگام فرمان حمله صادر شد و سپاهیا عراق به سپاه شام یورش برده و تا
سپیده دم دست از سر آنها بر نداشتند حمله های شدید سپاه عراق در آن شب
تاریک چنان رعب و وحشتی در دل شامیان انداخت
زمان درج خیر: پنجشنبه ۱۵ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:00:51
قصه های قرآنی /حضرت عیسی
عیسی(ع) در فراق جانسوز مادر
عیسی(ع) در عصر وزمانی بود که در راه هدایت مردم ،رنجها برد واز مردم،زخم
زبان ها ونسزاها شنید.ولی وقتی نزد مادرش مریم (ع) می آمد ،دلش آرام می شد
وحالات وبیانات مادر،مرهمی شفابخش برای دل غمبار عیسی(ع) بود
زمان درج خیر: پنجشنبه ۱۵ دي ۱۳۹۰ ساعت 08:48:49
قصه های قرآنی /حضرت عیسی
عیسی(ع) وحواریّون در برابر حادثه عجیب کربلا
روزی حضرت عیسی(ع) همراه حواریّون در بیابان مشغول سیروسیاحت بودند.تا
گذرشان به سرزمین کربلا افتاد.ناگاه در مسیر راه شیری نیرومند دیدند که در
وسط جادّه را بسته است.
زمان درج خیر: چهارشنبه ۱۴ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:20:42
حکایت قرآنی/
می خواهم آیه قرآن در مهرم باشد
گویند: محمد ابراهیم خان معمار باشی-ملقب به وزیر نظام، وزیر شهر تهران۱ در
زمان ناصرالدین شاه قاجار- تصمیم گرفت برای خود مهری تهیه نماید وقتی
دستور ساخت آن را به حکاک می داد چنین گفت:
زمان درج خیر: چهارشنبه ۱۴ دي ۱۳۹۰ ساعت 09:15:46
قصه های قرآنی /حضرت عیسی
مائده آسمانی، یکی از معجزات عیسی(ع)
حواریّون دوازده نفر از یاران مخصوص حضرت عیسی(ع)بودند که بعضی از آنها
لغزش پیدا کردند.نام هیشان چنین بود:پطرس،اندریاس، یعقوب،یوحّنا،فیلوپس،
برترلولما،توما،متّی،یعقوب بن حلفا،شمعون ملقب به ««غیور»،یهودا برادر
یعقوب،ویهودای اسخر یوطی که به حضرت عیسی(ع) خیانت کرد.
زمان درج خیر: سه شنبه ۱۳ دي ۱۳۹۰ ساعت 08:29:36
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
13 |
14 |
15 |
16 |
17 |
18 |
19 |
20 |
21