من هم مثل شما سراغ دارم که برخي افراد از يک امتياز و جايگاه بيشترين استفاده که سوء استفاده را مي کنند تا در سايه آن جايگاه، به منافع شخصي و مادي خودشان واصل شوند. خانواده ما تاجايي که در توانش بوده سعي کرده است از قرار گرفتن در اين حالت که از نام و ياد و مقام شهيد کاظمي سوء استفاده کنند دوري جسته و ديگران را هم از اين کار زشت بازدارد.
باشگاه جواني برنا- وقتي سراغ فرزندان شهيد را مي گيريم، بعضي وقت ها خودمان هم از خودمان خجالت مي کشيم. به خصوص که طرف مقابلت، فرزند شهيد کاظمي باشد. سرداري که از جنس نور بود و فرزنداني از جنس نور را هم از خود به يادگار گذاشته است.
محمد سعيد فرزندکوچک شهيد کاظمي است که حالا ديگر ۱۸ سالش مي شود. دانشجوي مکانيک تهران، وقتي در خواست مصاحبه ما را مي شنود، ازپشت خطوط تلفن، جواب مثبتش را به ما منتقل مي کند تا مگر بعد از يکسال از آخرين يادي که از کاظمي و يارانش کرده ايم، بر روي برخي باورهايمان، خط بطلان بکشد.
پسر کوچک شهيد که روزگاري دردانه و عزيز پدربوده است اصلاً ناراحت نيست که ما سالي يکبار سراغشان را مي گيريم. محمد سعيد مي گويد:با اين نظرتون مخالفم، چون بايد اين حق را به شما بدهم که دغدغه ها و کارهاي خاص خودتان را داريد. ما در مورد ديگر مناسبت ها هم همين رويه را داريم. طبيعي است که با نزديک شدن يادواره و سالگردها، يادها هم بيشتر شود. اشکالي ندارد. الان هم بايد از شما ممنون باشيم که هنوز به فکر آرمان ها و ارزش هاي شهيد و يادواران شهيد هستيد و با ما تماس گرفته ايد.
اگرچه تشيع پيکر پدر محمد سعيد، از دانشگاه خودش(تهران) شروع و رهبري جلوي درمسجد به آن عزيز والامقام، اداي احترام کرد. اما او اين ها را دليل نمي داند که از جايگاهي که خداوند به آنها عطا فرموده است، سوء استفاده کند. کاظمي معتقد است: من هم مثل شما سراغ دارم که برخي افراد از يک امتياز و جايگاه بيشترين استفاده که سوء استفاده را مي کنند تا در سايه آن جايگاه، به منافع شخصي و مادي خودشان واصل شوند. خانواده ما تاجايي که در توانش بوده سعي کرده است از قرار گرفتن در اين حالت که از نام و ياد و مقام شهيد کاظمي سوء استفاده کنند دوري جسته و ديگران را هم از اين کار زشت بازدارد.
محمد سعيد تصريح کرد: دوست داريم فرزنداني باشيم که راه و روش پدر را ادامه مي دهيم اگرچه برخي فرزندان شهدا را مي بينيم که تا حدودي از آرمان ها و اهداف پدرشان دورشده اند. البته اين را بايد بگويم که در اين قصه زياد نبايد حساسيت به خرج دهيم. من يک سوال دارم چرا يادمان مي رود که فرزندان شهيد هم مثل همه آدم هاي ديگر هستند؟ امامزاده که نيستيم. انساني هستيم مثل تمام افراد جامعه که پدرمان به واسطه کمالات و مجاهدت هاي خودشان به درجه رفيع شهادت نائل شده اند.
کاظمي که دل پري از اين قضيه دارد، ادامه مي دهد: بله، برخي انتظارات از فرزند شهدا بوجود مي آيد. اما اين ها دليل نمي شود که ما وقتي خبط و اشتباهي را از سوي فرزندان شهدا ديديم و يا انحرافي را مشاهده کرديم، متعجب شويم. در کنار همه اين مسائل، برخي وقت ها يادمان نيست که فرزند شهيد از نعمت الهي چون پدر برخوردار نيست و اين خلا دليل بسياري از اين مشکلات فرزندان شاهد است.
دوپسربزرگوار شهيد، مادرشان را هم چون دري در صدف محافظت مي کنند. اين را وقتي مي توان فهميد که از ما پوزش مي طلبد و با همان لطافت جوانانه اش، با مادر سخن مي گويد. محمد سعيد با سخنانش ما را به زندگي شخصي شهيد مي کشاند. وقتي از او مي پرسم، با اين همه مقام و مسئوليتي که از شهيد شنيده ام، پس چگونه زندگي فرزندان خود رسيدگي مي کرد، با افتخار مي گويد: “پدر” صبح زود مي رفت و آخراي شب به خانه مراجعه مي کرد، اما در طول روز مرتباً در جريان برنامه ها و کارهاي ما قرار مي گرفت. مثلاً هروقت از مدرسه مي رسيديم منزل، اين پدر بود که با تماس تلفني خودش، خستگي مدرسه را از تنمان خارج مي کرد.
يا وقتي امتحان داشتيم، با مدنظر قراردادن ساعت هاي امتحاناتمان، قبل و بعد از امتحان با ما تماس گرفت. قبل از امتحان به ما روحيه مي دادند و بعد از امتحان نيز روحيه. هميشه قبل از امتحان، ياد خدا وقرائت قرآن را اکيداً به ما سفارش مي کرد.
نمي دانم براي نسل سوم چقدر اين حکايات واقعي و روحاني قابل لمس هستند، اما محمدسعيد وقتي در مقابل اصرار من قرار مي گيرد که آيا در اين سه سال “پدر” به خوابش هم آمده است، مي گويد: خيلي. به صورت مکرر حضور معنوي ايشان سعي دارد که خلاهايي را که ترس داريم دچار آن شويم، جبران کند که الحمدالله تا الان اينگونه بوده است. چند وقت پيش به خواب محمد مهدي(برادر بزرگتر) آمده بود و عالم برزخ را برايش تشريح مي کرد يا در مورد برخي تصميم گيري هاي زندگي مان، به صورت مستقيم وارد شده اند و راه اصلي را به ما نشان داده اند. محمد مهدي مي خواست ماشين بخرد پدر آمده بود بخوابش و او را از اين کار نهي کرده بود. يا در موردي ديگر نظرات خود را در مورد برخي برنامه ريزي هاي سپاه و کشور در خواب به محمد مهدي گفته بود. پدر هميشه باماست همانطور که ما هم لحظه ايي از يادش غافل نمي شويم.
کمي کنجکاو مي شوم. شهيد کاظمي نگاهش به تفريحات چگونه بوده؟ اصلاً وقتي براي خانواده اش مي گذاشته؟ تا ساعت ۱۱ شب کار؟ پس خانواده کجاست؟ محمد سعيد دربرابر اين سوالاتم جا مي خورد. تعجب مي کند مي گويد: سوالات شما متفاوت است، اينها را شوخي مي گوييد يا جدي؟! محمد سعيد ادامه مي دهد: “پدر” زياد اهل سينما نبود اما مانع ما نمي شد و از سينما رفتن ما جلوگيري نمي کرد. اما در مورد تفريحات بيرون، برنامه ثابتي براي رفتن به پارک داشتيم. روزهاي تعطيل پدر براي ما کم نمي گذاشت.
فرزند شهيد کاظمي حالا به نوازش هاي رهبري اشاره مي کند او تصريح مي کند: تا به حال چندين بار به محضر ايشان مشرف شده ايم که ايشان هم ضمن تسلي دادن به ما، حرکت در مسير پدر را از ما خواستند.
در ادامه برخي سوال هاي کليشه ايي که هر خبرنگاري از مصاحبه شونده مي پرسد را از او مي پرسم.از محمد سعيد مي خواهم که بهترين ارثي که پدر برايشان به جا گذاشته است را برايمان نام ببرد که او در کمال آرامش و متانت مي گويد: پدر جسمش رفت اما روحش را باقي گذشت.وجود او را هميشه احساس مي کنيم.
انتهاي خبر // شبکه خبری برنا//۱۸۹ – ۸۹ – ۵۵//www.BornaNews.ir
یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۳ ب.ظ
انشاءالله ماهم ازادامه دهندگان راه ایشان باشیم . امروز یه چهره آشنادیدم نمی دونم محمد سعید بود یا نه البته تو شهید بهشتی به هر حال ما که خیلی دوسش داریم.
یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۲ ق.ظ
مرسي. خيلي خوشحال شدم و هميشه دوست داشتم بدونم بچه هاي شهيد كاظمي كه هيچوقت تو حاشيه و وقاياع نيستن چه روحياتي دارن.
جنگ پايان پدرهاي سفر كرده نبود…
شور آن واقعه در جان پسرها باقي است…
یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۳ ق.ظ
سلام مارو هم به امام رضا برسونيد..